.همسفر لحظه ها. |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
گفتی که تورا شوم، مدار اندیشه
دل خوش کن و برصبرگماراندیشه
کو صبرو چه دل؟کآنچه دلش می خوانند
یک قطرة خون است و هزار اندیشه
یادم نیست شاعر این شعر کیه؟! ۱۶،۱۵ ساله بودم که باز یادم نیست کجا خوندمش.
حدود 16 ساله پیش..
از اون وقت تا حالا همیشه منتظر بودم که «مرا شوی» اما نشدی. پس دیگه کی قراره این اتفاق بیوفته؟! وقتی همه چیزا و همه کسایی رو که دوست داشتم از دست دادم و چیزا و کسانی رو که به دست آوردم یا دوست ندارم و یا اونایی رو هم که دوست دادم مال من و متعلق به من نیست..
می خوام بگم که دیگه لازم نیست زحمت بکشی و « مرا بشوی » بهتره همونایی رو باشی که همیشه بودی.
ما هم این چند صبا مونده رو یه خاکی بر سر میکنیم..
| لینک | جمعه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٦ - مسافر |


